+ من نمیدونم این کارنامه دادنُ بدتر از اون جمع کردن نمره های امتحان پایانی با مستمر چه صیغه ایه ! حالا هیچ سالی انقد تاثیر نمیدادنا ... از شانس پایه ی ماس که همه چیزامون رو برگ سیزدهم نوشته شده !

+ همونطور که اطلاع دارین ، اسم من به عنوان خوش شانس ترین آدم دنیا ثبت شده ! :-J

پارسال میخواستم برم ویولن ، گفتن فقط سنتورُ گیتار پرشدهُ تشکیل میشه ! حالا امسال که میخوام سنتور بهم برگشته میگه ویولنُ دف پر شده ! ئه ئه ئه ... ! این چه وضعیتیه ؟!

میگم که ...خیلی خوش شانسم ! خوش شانس تر از من دیدین حتما بهم بگین !

+ واقعا چی فک کردن که 5 تا کتاب زبان بهمون دادن ؟! قشنگ تر از اون اینه که برگشتن میگن روزی یه ساعت بشینین زبان بخونین ! مائم گفتیم BaWwsh ! دقیقا مثه موقه هایی که رعنازاده میومد بهمون میگف " به جان سه تا بَچَم من به 6/3 نمره انضباط نمیدم ! " ـُ مائم همینُ میگفتیم !

+ معلم بسکتا امون ندادن تو وجودشون نهفتس ! یه شوت اشتبا بزنی میگه 5 دور بدو دور زمین ! :-w

اینُ که گف یه لحظه برگشتم بگم :" اگـــه فــک کـــردی کــــه مـــن مــــیــــدوئـــــم ... "

بعد دیدم مثکه اینجا 6/3 نیس اینم زیوریان نیست ! D:

+ اصولا کافیه عکس مهناز افشار یا الناز شاکردوست یا گلزارُ رو یه CD ببینم تا به مفتضح بودن فیلمِ پی ببرم ! واسه همین "مجنون لیلی" رُ کاملا بی رغبت نگا کردم ! ولی عــالــی بود واقعا ! شاید اگه حامد بهداد توش نبود این "عالی" تبدیل به "خوب" میشد ! واقعا این بشر معرکه بازی میکنه ! کلا خیلی از شخصیتش خوشم میاد ! خدایی تهِ آبانیت نیست ؟! قشنگ آبانی به تمام معناس ! D: منظورم این نیس که خوبه ها ! تا دلتون بخواد آبانیا خصوصیتایی دارن که بقیه خوششون نمیاد ! :-"

+ ناصر ارمنیُ تموم کردم ! مثه همیشه عـــالــــی ... ! یکی از مواقعی که به سمپادی بودنم افتخار میکنم وقتیه که کتابای امیرخانیُ میخونم ! :x چقد مخ داره آخه این بشر ؟! واقعا بعضی داستاناش به شدت به فکر نیاز داشت ! یکی از داستاناشم هرچی فک کردم کامل منظورشُ نفهمیدم ! ولی در کل عالی بود این کتاب ! مخصوصا این که امضای خودشم اولش بود ، کلا انرژی گرفتم تا ته کتاب ! D:

" در هیچ فرهنگی فاصله ظفر تا پیروزی این قدر زیاد نیست . ظفر در شمال تهران است ؛ حال آنکه پیروزی در شرق تهران است . کلی هوای باید ریه ی آدم را چرک کند  تا از پیروزی به ظفر رسید ؛ اما در فرهنگ عمید یا معین که دیروز دست بغل دستی ام در اتوبوس بود ، دقیقا جلوی ظفر نوشته بود پیروزی . به جای این همه فاصله – آن هم با آن هوای آلوده و ترافیک سنگین – مرحوم معین یا شاید هم مرحوم عمید فقط با یکی دو نقطه ، از ظفر به پیروزی میرسد . "

ناصر ارمنی – خیابان / رضا امیرخانی

+ تاريخ جمعه سوم تیر ۱۳۹۰ساعت 12:20 نويسنده ریـحـانـه |